محمد حسين آخوندى
32
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )
فيلسوفان با مبنا قرار دادن بديهيات ( قضايايى كه نياز به تأمل و تفكر ندارند ) و استفاده از استدلال و قياس ، دست به استنتاج مىزنند و تا وقتى كار فلسفى محض صورت مىگيرد از هيچ قضيه تجربى يا نقلى استفاده نمىكنند ، و اين شيوه « استفاده از موارد بديهى و صورت منطقى » شيوه عقلى و روش فلسفه است . فهم بديهيات و تصديق آنها و نيز استنتاج قياسى و منطقى ، كار عقل است ، حتى قوانين كلى تجربى نيز به همين بديهيات ( به عنوان مواد ) و قياس منطقى ( صورت ) نيازمندند . فلسفه و قضاياى فلسفى ( همچون اصل عليت و . . . ) مىتواند عالم خارج ، مطابقت ذهن با عين و كلى بودن قوانين تجربى را اثبات نمايد . « 1 » لذا فلسفه مىتواند به علم كلام « 2 » خدمت كند و مبادى اوليه ( همچون اصل عليت ، ضرورت علّى ، سنخيت بين علت و معلول ، ابطال دور و تسلسل و . . . ) را در اختيار آن قرار دهد ، به علوم تجربى نيز در اثبات موضوع و كليت قوانين كمك كند ، و در تفسير آيات و روايات مىتواند در بخش معارف عقلى در مواردى مبيّن و مفسّر و در مواردى استدلال به نفع آنها ارائه كند ، و يا استدلال مختصر آنها را مفصل كند و مقدمات مطوىّ و پنهان را در آيات استدلال ، كشف كند . البته ، قرآن و روايات و نيز علوم تجربى مىتوانند در مواردى با طرح سؤال و
--> نظر منطق تعقلى شامل سه قسمت اساسى زير است : الف ) پارهاى از احكام ذهنى ، بديهى اولىاند ؛ يعنى صرف عرضه شدن تصور موضوع و تصور محمول براى حكم ذهن در مورد آنها كافى است و ذهن آن احكام خود را مديون هيچ تجربه و مقدمه و واسطهاى نيست ( بديهيات اوليه تصديقيه ) ؛ ب ) ممكن است ذهن احكام بديهى اولى را پايه و مبنا قرار دهد و با روش استنتاج و قياس عقلى نتايج تازه به دست آورد و باز نتايج به دست آمده را پايه و مبنا براى نتايج جديد قرار دهد و به همين ترتيب . . . ؛ ج ) احكام تجربى زمانى مفصلا به صورت « قانون كلى علمى » درمىآيد كه يك نوع قياس عقلى مركب از « بديهيات اوليّه عقليه » مداخله كند ؛ به اين معنا كه در مورد تمام مسائل علمى تجربى همواره وجود يك قياس عقلى ، مفروض و مسلّم است و اگر آن قياس را مفروض نگيريم مشاهدات و تجربيات ما نتيجه كلى و عمومى مىتواند بدهد » . ( مجموعه آثار ، ج 6 ، ص 332 - 333 - 334 ) . ( 1 ) - ر . ك : نگاهى به معرفتشناسى در فلسفه اسلامى ، به قلم نگارنده ، بخش مطابقت و عالم جسمانى . ( 2 ) - علم در باب عقايد ، يعنى تبيين آنها ، استدلال به نفع آنها و دفاع در مقابل شبهات .